ارزش خرد و تعقل در اسلام

میرصادق سیدنژاد
خرد و خردورزی در قرآن

از دقت در مجموعه آموزه های قرآن کریم و رهنمودهای پیشوایان دینی درباره خرد و خردمندی، چنین معلوم می شود که خردورزی، جان مایه دین و دینداری، و پایه اصلی جامعه آرمانی اسلام است؛ چرا که بر اساس آموزه های دینی، عقلْ پیامبر باطنی است و مهم ترین هدف برانگیخته شدن پیامبران الهی، شکوفایی آن می باشد.. به لحاظ فردی، اندیشیدن، اصلی ترین تکیه گاه اسلام در عقاید، اخلاق و اعمال است؛ یعنی از نظر آیین آسمانی، انسان حق ندارد آن چه را عقل نادرست می داند باور کند، به صفاتی که عقلْ ناپسند می داند متصف شود و کارهایی که عقل ناشایست می داند انجام دهد. از نظر اجتماعی و نظام تشکیلاتی هم، جامعه ای را می توان جامعه آرمانی اسلامی نامید که از خرد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و خرد در عبادت و معاشرت برخوردار باشد. بر این اساس است که وقتی به توصیف جامعه موعود جهانی پرداخته می شود، بر موضوع خرد و خردورزی تأکید شده و تصریح می گردد که جامعه موعود، جامعه ای است که از بالندگی و رشد عقلانی کامل برخوردار باشد.


واژه عقل و معنا و کاربردهای آن
در زبان عرب، واژه عقل به معنای نگه داشتن، باز داشتن و حبس کردن است؛ مانند بستن شتر با عقال. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «عقل و خرد، باز دارنده از نادانی است». در فرهنگ قرآن و احادیث اهل بیت علیهم السلام واژه هایی که مردم را به تعقل و اندیشه دعوت می کند، بسیار است ؛ از جمله آن هاست: تفکّر، تذکّر، تدبّر، تعقّل، تفقّه، ذکر، لُبّ و نُهی. در قرآن کریم، واژه عقل 49 بار، فقه (فهم) 20 بار، فکر 18 بار، ذکر 274 بار، تدبر 4 بار و لُبّ 16 بار آمده است. عالم بزرگ شیخ حرّ عاملی درباره معانی و کاربردهای عقل می نویسد: «در سخن اندیشمندان، عقلْ معانی بسیاری دارد و با جستجوی در احادیث، سه معنا بیشتر به چشم می خورد: 1. نیرویی که بدان خوبی ها و بدی ها و تفاوت ها و زمینه های آن شناخته می شود و این معیار تکلیف شرعی است؛ 2. ملکه ای که انسان را به انتخاب خوبی ها و پرهیز از بدی ها فرا می خواند؛ 3. تعقّل و دانستن. پس از این روست که عقل، در برابر جهل و نادانی قرار می گیرد نه در برابر دیوانگی ؛ البته بیشترین کاربرد آن در احادیث، معنای دوم و سوم است».

حقیقت خرد
در تبیین حقیقت خرد، سخنان بسیاری از اولیای الهی نقل شده که از راه ژرف اندیشی در آن ها، می توان به تفاوت کاربردش با استعمال عرفی و رشته های مختلف علوم پی برد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «خرد، نوری است که خداوند متعال آن را برای انسان افرید و آن را وسیله روشنی بخش دلش قرار داد تا تفاوت دیدنی ها را از نادیدنی ها بازشناسد». نیز آن حضرت در تعبیر دیگری می فرماید: «خرد، نوری است در دل که به وسیله آن حق و باطل از همدیگر تشخیص داده می شود». امام صادق علیه السلام هم در اشاره به حقیقت خرد فرموده است: «خداوند خرد را از چهار چیز آفرید: دانش، قدرت، نور، اراده به کار، و سپس آن را به دانش و جاودانه در ملکوت متکی ساخت». از مجموعه روایات مربوط به حقیقت عقل، چنین استفاده می شود که عقل، شعور مرموزی است که حقیقت آن را خدا می داند و در عین حال مهم ترین ویژگی های آن عبارت است از: نخستین آفریده بودن، از نور آفریده شدن و برخورداری از حق گرایی محض.

اوصاف و ویژگی های خرد
در قرآن کریم از نعمت خرد با تعبیرهای گوناگونی چون عقل، لُب، قلب و حکمت یاد، و در مواردی برای آن ویژگی هایی ذکر شده است. از جمله اوصاف عقل در قرآن، «خیر کثیر» است. در آیه ای می خوانیم: «خداوند به هر کس بخواهد حکمت می بخشد و به هر کس حکمت داده شود، خیر فراوانی داده شده است و جز خردمندان کسی پند نمی گیرد». امام کاظم علیه السلام ، در مواردی حکمت را به عقل و خرد تفسیر کرده اند؛ از جمله در تفسیر آیه «و لقد آتینا لقمانَ الحکمة» حکمت را به معنای فهم و عقل دانسته اند.

خرد در روایات
در روایات اهل بیت علیهم السلام در تبیین ویژگی های عقل، به تعابیری بر می خوریم که هر یک از آن ها، به گونه ای ارزش و اهمیت آن را باز می نمایاند. برای مثال، رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «مَثَل خرد در دل، همانند چراغ در میان خانه است». امیرمؤمنان علی علیه السلام هم فرموده است: «بهترین بهره مرد خرد اوست؛ اگر به ذلّت افتد او را به عزّت رساند، اگر زمین خورد بلندش کند، اگر گمراه شود راهنمایی اش کند و اگر سخن بگوید سخنش را استوار گرداند». برخی دیگر از اوصاف عقل در کلام علی علیه السلام بدین شرح است: مرکب دانایی، سامان دهنده کارها، فرستاده حق، مایه هوشیاری، اصلاحگر نگرش، بهترین توانگری و زیور مرد.

خرد بهترین هدیه الهی
خرد، بهترین هدیه الهی به بنی آدم است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «خداوند چیزی با ارزش تر از خرد در میان بندگان تقسیم نکرد. از این رو خواب خردمند از بیداری نادانْ برتر است و بر جا بودن خردمند، برتر است از به حرکت درآمدن نادان. خداوند، هیچ پیامبر و فرستاده ای را برنینگیخت، مگر آن زمان که خردش کامل گشت و خردش از خردهای همه امتش بیشتر بود. آن چه را پیامبر در خود نهان می دارد، از کوشش کوشندگان برتر است. هیچ بنده ای واجبات الهی را به جای نیاورد، مگر آن که آن را درک کند. همه پرستشگران با زیادتی عبادت و پرستش، به پایه خردمندان نرسند و خردمندان، همان اولوالالباب هستند که خداوند درباره آنان فرمود: جز صاحبان خرد پند نگیرند». امام علی بن ابی طالب علیه السلام هم می فرماید: «بهترین بخشش ها، خرد و نشانه نعمت کامل زیادتی خرد است». امام حسن علیه السلام هم در حدیثی توضیح داده اند که: «خرد، بهترین بخشش خداوند به بنده است ؛ زیرا بدان از آفت های دنیا برهد و از عذاب دوزخ در امان ماند».

ضرورت به کارگیری عقل
در مجموعه ای از آیات قرآن کریم، انسان ها بر ضرورت خردورزی و به کارگیری عقل توصیه شده و از بیکار گذاشتن عقل و گوش ندادن به ندای آن و پیروی نکردن از ارشادهای خرد به شدّت نهی گردیده اند. نیز تصریح شده که افراد موظف اند از راه دقت در نظام آفرینش آسمان ها و زمین و دیگر پدیده های عالم هستی، اندیشه خود را به کار اندازند و از این رهگذر، به قدرت خدا و هدف آفرینش و فلسفه حیات انسان پی ببرند و زمینه سعادت خود را فراهم سازند. خداوند می فرماید: «در آفرینش آسمان ها و زمین، و در پیاپی آمدن شب و روز، و در کشتی که به سودِ مردمان در دریا روان است، و در آبی که خدا از آسمان فرو فرستاد و با آن زمین را پس از مردگی زنده کرد و هرگونه جنبنده را در آن پراکنده ساخت، و در وزیدن بادها از هر سوی دور ابرهای گمارده شده در بین آسمان و زمین... نشانه هایی از دانایی و توانایی خدا برای کسانی است که خرد خویش را به کار اندازند». در مورد دیگر پس از بیان بعضی از امور می فرماید: «خداوند آیات خویش را این چنین بیان می کند تا شما با به کارگیری عقل و خرد خود آن ها را دریابید».

پرهیز از نابخردی
در مجموعه آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام ، از کسانی که خود را از نعمت اندیشیدن محروم کرده اند، به شدت انتقاد شده است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «از خرد راهنمایی بگیرید تا به رشد برسید و نافرمانی خرد مکنید که پشیمان می شوید». حضرت علی علیه السلام هم فرموده است: «هر کس اندیشه نکند سبک شود، و هر کس سبک گشت مورد احترام قرار نگیرد». از امام صادق علیه السلام هم نقل شده که فرمود: «هر گاه خداوند اراده کند نعمتی را از بنده باز ستاند، نخست خردش را دگرگون می سازد». در قرآن کریم هم در موارد بسیاری، به این امر تصریح شده است. در آیه ای می خوانیم: «و در حقیقت بسیاری از جنیان و آدمیان را برای دوزخ آفریده ایم؛ [چرا که] دل هایی دارند که با آن [حقایق را] دریافت نمی کنند، و چشمانی دارند که با آن ها نمی بینند، و گوش هایی دارند که با آن ها نمی شنوند. آنان همانند چهارپایان، بلکه گمراه ترند. [آری] آن ها همان غافل ماندگان اند». در آیه ای دیگر نیز فرموده است: «خداوند بر کسانی که نمی اندیشند، پلیدی را قرار می دهد».

خرد، چراغ هدایت درونی
راه به دست آوردن نیکی ها، استفاده از نعمت خرد است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «همه خیر و خوبی با خرد دست یافتنی است». امام کاظم علیه السلام هم فرموده است: «هر کس خواهان توانگریِ بدون داشتن مال و ثروت، و آسودگی دل از حسدورزی و داشتن دین سالم است، باید با تضرع از خدای عزّو جل بخواهد که خردش را کامل گرداند». امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز می فرماید: «خرد، سردار سپاه رحمان است و هوس، فرمانده سپاه شیطان، و هر یک نفس را به سوی خود می کشاند. پس هر کدام پیروز شود، نفس در طرف او قرار می گیرد و آن گونه عمل می کند که او می خواهد و نگون بخت ترین انسان ها، کسانی هستند که از منافع خرد محروم باشند». امام علی علیه السلام باز فرمودند: «هر گاه از خرد استفاده شود، تمایل به سمت شهوات و هوا و هوس ها کم می شود و کردار آدمی نیکوتر می گردد». قرآن کریم هم می فرماید: «آلودگی و پلیدی ها، دامن کسانی را خواهد گرفت که خردورزی نمی کنند».

اعتراف دوزخیان به کوتاهی در خردورزی
در بسیاری از آیات قرآن کریم، به این امر اشاره شده که بعضی انسان ها به رهنمودهای الهی توجهی نکردند و راه کفر و شرک در پیش گرفتند و به هیچ یک از هشدارهای اولیای الهی اهمیت ندادند و با اختیار خود عذاب جهنم را خریدند. حال وقتی می خواهند آن ها را در جهنم بیفکنند، تمام وجودشان را وحشت فرا می گیرد و فریاد وحشتناکی سر می دهند. با این وضع، نگهبانان دوزخ از روی تعجب و با هدف توبیخ و سرزنش از آن ها می پرسند: مگر شما رهبر و راهنما نداشتید؟ مگر هشدارها و روشنگری های الهی به شما نرسیده بود؟ آنان خود در پاسخ می گویند: حقیقت این است که انذارکنندگان الهی به سراغ ما آمدند، ولی ما آن ها را تکذیب کردیم. نه تنها به پیام آن ها گوش ندادیم، بلکه به مخالفت برخاستیم و ایشان را از خود راندیم. بعد دلیل اصلی این گمراهی خود را چنین بیان می کنند که اگر ما گوش شنوا داشتیم و عقل خود را به کار می گرفتیم، هرگز ار دوزخیان نبودیم.

معرفی موضوع برای خردورزی
قرآن کریم افزون بر تبیین اهمیت به کارگیری عقل، موضوعاتی نیز برای اندیشیدن انسان ذکر می کند که از جمله آن هاست: الف) عربی بودن قرآن: «... ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، باشد که بیندیشید». ب) سرگذشت پیشینیان: «آیا در زمین نگردیده اند تا فرجام کسانی را که پیش از آنان بوده اند بنگرند؟ و قطعا سرای آخرت برای کسانی که پرهیزکاری کرده اند بهتر است؛ آیا نمی اندیشید». ج) پدیده های عالم طبیعت: «و در زمین قطعاتی است کنار هم، و باغ هایی از انگور و کشتزارها و درختان خرما، چه از یک ریشه و چه ازغیر یک ریشه که با یک آب سیراب می گردند و [با این همه] برخی از آن ها را در میوه [از حیث مزه و نوع و کیفیّت] بر برخی دیگر برتری می دهیم. بی گمان در این [امر نیز [برای مردمی که تعقل می کنند دلایل [روشنی] است». د) رعد و برق و باران: «و از نشانه های او این که برق را برای شما بیم آور و امیدبخش می نمایاند و از آسمان به تدریج آبی فرو می فرستد که به وسیله آن زمین را پس از مرگش زنده می گرداند، به یقین در این [امر هم [برای مردمی که تعقّل می کنند نشانه هایی است».

رابطه دانش و خردورزی
توصیه های روشنگرانه فراوانی در چگونگی استفاده بهینه از خرد و دانش در آیات و روایات به چشم می خورد. امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «تو به واسطه خِردت سنجیده می شوی، پس آن را با دانش رشد و تعالی بخش». نیز فرموده است: «بهترین چیزی که بر رشد خرد کمک می کند، آموختن است». امام صادق علیه السلام هم می فرماید: «بسیار به دانش روی آوردن، عقل را گشایش می دهد». حضرت امام کاظم علیه السلام نیز در ضمن روایتی طولانی، از نقش مهم عقل و دانش در دست یابی به سعادت و منزلت واقعی سخن به میان آورده و فرموده است: «ای هشام! خداوند پیامبران و رسولانش را مبعوث نکرد، مگر بدان جهت که از خداوند درکی پیدا کنند. بهترین کسانی که دعوتِ پیامبران را پاسخ گفتند، کسانی هستند که معرفت و شناخت نیکویی دارند و کسانی به دستورها و شئون الهی داناترند که از خردی نیکوتر بهره مندند و آنانی که از خردی کامل تر برخوردار باشند، به جایگاهی برجسته تر در دنیا و آخرت دست خواهند یافت». آن حضرت در روایتی دیگر، با استناد به آیه بیستم سوره عنکبوت می فرماید: «ای هشام! به درستی که خرد، همراه دانش است؛ [چنان که] خداوند فرمود: این مَثَل ها را برای مردم می زنیم و جز دانشوران آن را درنیابند».

خردورزی و عبرت آموزی
قرآن کریم خطاب به اهل بینش و تفکر تأکید می کند که: «ای اهل بصیرت! عبرت گیرید» و عبرت گیری امری است که به تعقل و خردورزی مترتب می شود. امام علی علیه السلام هم می فرماید: «عبرت گرفتن، هشدار دهنده ای صادق است. کسی که بیندیشد عبرت گیرد و کسی که عبرت گیرد (از گناهان و زشتی ها و امور زیان بخش) کناره گیری کند و کسی که از این امور کناره گیری کند، سالم می ماند». قرآن کریم نیز تأکید دارد که اهل خرد، از آموزه های الهی و سرگذشت پیشینیان عبرت می آموزند و از این رهگذر به ساحل امن و امان از ناملایمات می رسند. آن جا که از سرگذشت ها و داستان های اولیای الهی سخن به میان می آید، قرآن کریم تصریح می کند که در داستان های آنان برای خردمندان عبرت آموزی است. «این داستانی بر ساخته نیست، بلکه تصدیق سخن پیشینیان و برای آن ها که ایمان آورند، هدایت و رحمت است». نیز در آیه ای دیگر می فرماید: «تنها خردمندان اند که عبرت می گیرند؛ همانان که به پیمان خدا وفا دارند و عهد او را نمی شکنند».

ویژگی های خردمندان
برخی از ویژگی های خردمندان در کلام امیرمؤمنان علی علیه السلام بدین قرار است:


پندآموزی از تجارب: «خردمند کسی است که تجربه ها او را پند آموزد».

کمال جویی: «خردمند جویای کمال است، ولی نادان جویای مال».

محکم کاری: «خردمند کسی است که کار خود را محکم کند».

مراقبت از زبان: «خردمند کسی است که زبان خود را در بند کشد».

حق محوری: «خردمند کسی است که هر جا [حق را] شناخت، همان جا بایستد و تسلیم باشد».

پرهیز از آرزوهای طولانی: «خردمند در عمل خود می کوشد و آرزوی خویش را کوتاه می گرداند».

پرهیز از افراط و تفریط: «قدرت، خردمند را به افراط کاری نمی کشاند و ناتوانی او را از پای نمی نشاند».

احترام به دیگران: «خردمند، هیچ کس را خوار نمی شمارد».

رازداری: «سینه خردمند صندوق راز اوست».

حق شنوی، نشانه خردمندان
در مجموعه آیات و روایات، ویژگی هایی برای خردمندان ذکر شده که می توان از راه آن خردورزان شناخت. یکی از ویژگی های خردمندان، پیروی از سخنان حق است؛ در مقابل نشانه مهم انسان های بی خرد این است که از پذیرفتن سخن حق سرباز می زنند و با معیار قرار دادن هوس ها و پندارهای غلط خود، از مسیر درست حقیقت منحرف می شوند. قرآن کریم در یک مورد در توصیف گروهی از کافران می فرماید: «چون به ایشان گفته شود که از آن چه خداوند برای شما فرو فرستاده پیروی کنید، در پاسخ می گویند: نه، ما به همان راهی می رویم که پدرانمان به آن راه رفته اند. [آیا آن ها باید به همان راه بروند؛] هر چند پدرانشان بی خرد و گمراه بوده اند؟». آن گاه قرآن کریم به صورت قاعده ای کلی تصریح می کند: «مَثَل کافران، مَثَل حیوانی است که در گوش او آوازی کنند و او از آن آواز جز بانگی نشنود. اینان کر، لال و کورند و هرگز تن به خردورزی نمی دهند».

انسان بی خرد در ردیف چهارپایان
در بینش اسلامی، اساس دین و جان مایه آدمی خرد اوست. اگر اصلی ترین امتیاز انسان بر حیوان درناحیه علم و ایمان دانسته شده، این دو بدون اندیشیدن تحقق نمی یابد؛ یعنی انسان های بی خرد، نه می توانند عالمی کامل باشند و نه مؤمنی شایسته. در اشاره به این حقیقت است که امام باقر علیه السلام فرمودند: «هیچ مصیبتی چون بی خردی وجود ندارد». رسول اکرم صلی الله علیه و آله هم پشتوانه مؤمن را خرد او معرفی کرده، می فرماید: «هر چیزی پشتوانه ای دارد و پشتوانه مؤمن خرد اوست و به اندازه خردش پروردگارش را بندگی می کند». قرآن کریم نیز انسانی را که از موهبت خرد و دانش بهره نمی گیرد، در ردیف چهارپایان ذکر می کند: «بدترین جنبنده ها کسانی هستند که کر و گنگ اند و از خردورزی دوری می ورزند». استاد مطهری می نویسد: «لا یعقلون کسانی هستند که از اندیشه خویش سود نمی گیرند و قرآن این گونه افراد را که نام انسان زیبنده آن ها نیست، در سلک حیوانات و به نام چهارپایان مخاطب خویش قرار می دهد».

فرق عالم و عاقل
واژه علم در متون دین اسلام دو کاربرد دارد: یکی جوهر و حقیقت علم، و دیگر پوسته و ظاهر دانش. در کاربرد نخست، عقل و علم تلازم دارند. همان گونه که علی علیه السلام می فرماید: «خرد و دانش همراه اند، نه از یکدیگر جدا می شوند و نه با یکدیگر ستیز می کنند». بر اساس این سخن نورانی، عالمْ عاقل، و عاقلْ عالم است. قرآن کریم هم می فرماید: «این مَثَل ها را برای مردم می زنیم، ولی جز دانشوران در آن ها نمی اندیشند». اما در کاربرد دوم، عاقل و عالم متفاوت اند و علم به عقل نیازمند است و اگر از عقل جدا شود، نه تنها سودمند نیست، بلکه زیان بار و خطرناک هم خواهد بود. علی علیه السلام در این باره فرموده است: «خرد، هرگز بر صاحبش خیانت نورزد، اما دانشِ بدون خرد، بر صاحبش جفا می کند». می توان گفت منشأ گرفتاری جوامع امروز هم از آن جا ناشی شده که علم در اثر جدا شدن از عقل، به جای آن که عامل آرامش و آسایش و رشد تکامل مادی و معنوی جامعه باشد، موجب ناامنی، اضطراب، فساد و انحطاط مادی و معنوی انسان گردیده است.

نقش عقل در حسابرسی و پاداش دهی
در مجموعه ای از روایات، به این حقیقت اشاره شده که حسابرسی اعمال و رفتار انسان ها و پاداش دهی به ایشان، بر اساس میزان عقل و خردشان خواهد بود. امام باقر علیه السلام فرمودند: موسی بن عمران علیه السلام مردی از بنی اسرائیل را می دید که سجده های طولانی داشت و خاموشی اش دراز بود. هر جا حضرت موسی علیه السلام می رفت، آن مرد وی را همراهی می کرد. روزی از روزها که موسی علیه السلام به دنبال کاری بود، از زمین سر سبزی گذشت. مرد عبادتْ پیشه آهی کشید. حضرت موسی علیه السلام بدو گفت: چرا آه می کشی؟ گفت: آرزو کردم که ای کاش پروردگارم چهار پایی داشت و من آن را در این سرزمین می چراندم. حضرت موسی علیه السلام مدتی طولانی چشمانش را به زمین دوخت، در حالی که از سخن آن مرد غمگین شده بود. در این هنگام بر موسی علیه السلام وحی آمد که چرا سخن بنده ام بر تو گران آمد. من از بندگانم به میزان خردشان حسابرسی می کنم.

آثار و نشانه های خرد
برای خرد نشانه ها و آثاری در سخنان معصومان علیهم السلام ذکر شده که برخی از آن ها بدین شرح است:

دانش و حکمت: علی علیه السلام می فرماید: «با عقل قلّه دانش ها به دست می آید».

خداشناسی: امام رضا علیه السلام می فرماید: «به وسیله خرد، تصدیق خداوند حاصل می شود».

دینداری: امام علی علیه السلام می فرماید: «دینداری و ادب، نتیجه خردورزی است».

کمال دین: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «دینداریِ آدمی به کمال نرسد، مگر آن که عقلش کامل شود».

مکارم اخلاق: علی علیه السلام فرمود: «اخلاق نیکو، از میوه های خردورزی است».

گذاشتن هر چیز بر جای خود: امام علی علیه السلام می فرماید: «خردمند کسی است که کارهایش را نیکو انجام می دهد».

گفتار دوست: امام علی علیه السلام فرموده است: «از نشانه های خردمندی، به درستی سخن گفتن است».

تجربه اندوزی: امام علی علیه السلام می فرماید: «تجربه اندوزی، قله خردمندی است».

ترک کارهای بیهوده: امیرمؤمنان فرموده است: «خردمند کسی است که باطل را کنار گذارد».

توشه گیری برای آخرت: علی علیه السلام می فرماید: «از نشانه های خردمندی، توشه برداشتن برای روز قیامت است».

نجات و رستگاری: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند به کسی خرد را به امانت نسپرد، مگر آن که روزیِ او را بدان رهایی بخشد».

افزون بر آن چه گفته شد، اموری دیگری همانند رهنمونی به بهشت، بی رغبتی به دنیا، تدبیر نیکو، گمانه زنی درست، گزینش بهتر، بهره وری مناسب از عمر و... از آثار ونشانه های خرد شمرده می شود.

عوامل رشد خرد
در بعضی از آیات و روایات، در خصوص عوامل نیرومندسازی خرد مطالبی به چشم می خورد؛ از جمله:

دانش و تجربه: حضرت علی علیه السلام می فرماید: «خرد طبیعتی است که با دانش و تجربه افزایش پیدا می کند». قرآن کریم هم هدف از مجموعه مَثَل ها و ارجاع به مطالعه سرگذشت اقوام گذشته و دقت در پدیده های عالم را، تقویت قدرت تشخیص در رشد عقل انسان می داند. امام حسین علیه السلام در این باره می فرماید: «تجربه های فراوان، باعث زیادتی خرد است».

ادب: از امیرمؤمنان نقل شده که فرمود: «ادب، سبب باروری خرد و پالایش دل است».

مشورت: امام علی علیه السلام فرمود: «آن کس که با خردمندان به رایزنی پردازد، از پرتو خرد آن ها نورانی گردد».

تقوا و جهاد با نفس: حضرت علی علیه السلام می فرماید: «با شهوت مبارزه کن و بر خشمت غالب آی... تا خردت به کمال رسد».

ذکر خدا: امام علی علیه السلام فرموده است: «یاد خدا، باعث روشنایی خرد و زندگی جان ها و صیقل دل هاست».

پیروی از حق: امام کاظم علیه السلام می فرماید: لقمان به فرزند خود فرمود: «در برابر حق فروتن باش تا خردمندترین مردمان باشی».

افزون بر این، اموری چون زهد در دنیا، هم نشینی با حکیمان، کمک خواستن از خداوند و ترحّم بر نادان، سبب رشد خرد می شود.

ابزارهای آزمایش خرد و خردورزی
در مجموعه معارف اسلامی، برای آزمایش خرد و خردورزی ملاک هایی ذکر شده است. برخی از آن ها عبارت است از:

1. عمل: از جمله نشانه های برخورداری از خرد و معیارهای خردورزی، چگونگی رفتار و گفتار و تناسب آن ها با یکدیگر است. امام علی بن ابی طالب علیه السلام می فرماید: «چگونگی عمل بر میزان خرد دلالت دارد. خردمند کسی است که گفتارش، رفتار او را تصدیق کند».

2. سخن: امام علی علیه السلام می فرماید: «آن چه آدمی بر زبان آورد، از خردمندی وی خبر دهد».

3. سکوت: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «سکوت، نشانه بزرگواری و میوه خردمندی است». امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: «نشانه خردمندی آدمی آن است که تمام آن چه را می داند بر زبان نیاورد».

4. رأی و نظر: امام علی علیه السلام فرمود: «رأی آدمی میزان خردمندی اوست».

5. پیام رسان و فرستاده: امام علی علیه السلام می فرماید: «فرستاده تو ترجمه کننده خرد توست.... از خرد و ادب فرستاده، بر خرد فرستنده استدلال می شود».

6. نوشته انسان: امام صادق علیه السلام فرمود: «از نوشته آدمی بر چگونگی خرد و بینش او استدلال می شود».

7. دوست: امام علی علیه السلام می فرماید: «دوست آدمی، نشانه خردمندی اوست و سخن او دلیل فضلش».

8. تصدیق و انکار: امام صادق علیه السلام فرمود: «هرگاه خواستی عقل انسانی را در یک نشست بیازمایی، در لابه لای سخنان خودت به امر محالی اشاره کن. اگر انکار کرد، خردمند است و اگر تصدیق کرد، احمق است».

آفت های خرد و خردورزی
در مجموعه آیات و روایات، از اموری چند به عنوان آفت های خرد یاد شده است که بعضی از آن ها بدین شرح اند:
1. هوای نفس: امام علی علیه السلام فرمود: «آفتِ خرد، هوای نفس است و پیروی از هوای نفس خرد را تباه می کند».
2. گناه: رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «آن کس که مرتکب گناه شود، عقل از او دوری گزیند».
3. آرزوها: امام علی علیه السلام می فرماید: «بدانید که آرزو، خرد را دچار غفلت کند... آن که آرزویش دراز است، خردمند نیست».
4. خشم و غضب: امام علی علیه السلام فرموده است: «خشم، خردها را تباه می کند و از حقیقت دور می سازد».
5. خودپسندی: امام علی علیه السلام فرمود: «آفتِ خرد، خودپسندی است. از خود راضی بودن نشانه تباهی عقل است».
6. دنیادوستی: امام علی علیه السلام می فرماید: «عامل تباهی عقل، دوستی دنیاست».
7. شرابخواری: امام رضا علیه السلام فرموده است: «خداوند شراب را حرام کرد؛ زیرا در آن تباهی است و خرد نوشندگانش را دگرگون می سازد».
8. هم نشینی نادان: امام علی علیه السلام می فرماید: «آن که با نادان هم نشین گردد، عقلش کم شود».
9. گوش ندادن به حرف خردمندان: امام علی علیه السلام فرمود: «آن کس که از شنیدن حرف خردمندان سرباز زند، عقلش خواهد مُرد».
گذشته از آن چه گفته شد، اموری چون جدال با ابله، زیاده روی در خوردن گوشت، مرزشکنی، زیاده طلبی، سستی و تنبلی، خوشگذرانی زیاد، دوست داشتن و مست شدن با قدرت، مدح و ستایش، مال و ثروت، جوانی، فریفته نیرنگ ها شدن، حرص و آز و نخوت از جمله آفات خرد و خردورزی به شمار می آیند.

 
منبع: حوزه نت

/ 1 نظر / 3 بازدید
سایبان

ايراني باقي بمانيم پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن …شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه … رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه … میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش … هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن … برق خوشحالی توی چشماش دوید ..دیگه سردش نبود !پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه …. تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد …خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت … دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت … چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان …مادر جان ! پیرزن ایستاد … برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار ….پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه….. مُو مُستَح